فرصت ویژه برای تامین تجهیزات صنعتی مورد نیاز پروژه‌های عمرانی و صنعتی در نید صنعت علت سرخ شدن صورت هنگام حرف زدن چیست؟ بررسی علمی دلایل، عوامل مؤثر و روش‌های کنترل قیمت پارکت ایرانی و خارجی؛ چه عواملی هزینه نهایی را تعیین می‌کنند؟ کابوس شبکه‌های اجتماعی؛ چرا دوباره به چت روم فرار کردیم؟ تهران‌گردی اقتصادی؛ راهکارهایی برای لذت بردن از پایتخت با بودجه محدود راهنمای جامع آشنایی با دنیای پیپ، توتون پیپ و هنر ساخت پیپ آیا وام مسکن روستایی به شما تعلق می‌گیرد؟ (بررسی شرایط و مدارک لازم) معرفی مهم‌ترین قطعات مصرفی کشنده فوتون و نکات مهم هنگام تعویض آن‌ها ساندویچ پانل برای نما؛ راهکاری مدرن برای زیبایی و دوام ساختمان معرفی نمایندگی تعمیرات هوآوی در تهران بهترین کلاس‌های آمادگی تیزهوشان تهران؛ هر آنچه والدین باید قبل از ثبت‌نام بدانند! چرا حتی خانه های نوساز هم با گرفتگی لوله مواجه می شوند؟ فرصت ویژه برای تامین تجهیزات صنعتی مورد نیاز پروژه‌های عمرانی و صنعتی در نید صنعت علت سرخ شدن صورت هنگام حرف زدن چیست؟ بررسی علمی دلایل، عوامل مؤثر و روش‌های کنترل قیمت پارکت ایرانی و خارجی؛ چه عواملی هزینه نهایی را تعیین می‌کنند؟ کابوس شبکه‌های اجتماعی؛ چرا دوباره به چت روم فرار کردیم؟ تهران‌گردی اقتصادی؛ راهکارهایی برای لذت بردن از پایتخت با بودجه محدود راهنمای جامع آشنایی با دنیای پیپ، توتون پیپ و هنر ساخت پیپ آیا وام مسکن روستایی به شما تعلق می‌گیرد؟ (بررسی شرایط و مدارک لازم) معرفی مهم‌ترین قطعات مصرفی کشنده فوتون و نکات مهم هنگام تعویض آن‌ها ساندویچ پانل برای نما؛ راهکاری مدرن برای زیبایی و دوام ساختمان معرفی نمایندگی تعمیرات هوآوی در تهران بهترین کلاس‌های آمادگی تیزهوشان تهران؛ هر آنچه والدین باید قبل از ثبت‌نام بدانند! چرا حتی خانه های نوساز هم با گرفتگی لوله مواجه می شوند؟
سیاسی

جنگ هوشیاری جمعی را بیدار کرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «ما چه چیزی را بردیم؟» عنوان یادداشت سعید خادمی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ 40 روز جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم؛ جنگی که فقط میدان‌های نبرد را درگیر نکرد، بلکه تمام عرصه‌های کشور را تحت‌الشعاع قرار داد.

در این 40 روز، زوزه جنگنده‌های دشمن و صدای انفجارها تنها آسمان شهرها را نشکافت؛ بلکه لایه‌های عمیق‌تری از زندگی جمعی ما را هم تکان داد. خانه‌ها، خیابان‌ها، مدرسه‌ها و دل‌های مردم، همه در معرض موجی از نگرانی و اضطراب قرار گرفتند؛ اضطرابی که از جنس هراس فلج‌کننده نبود، بلکه نوعی هوشیاری جمعی را در دل جامعه بیدار کرد. گویی جامعه در دل همین اضطراب آموخت چگونه ایستادن را تمرین کند. 

بهای این روزها نیز کم نبود. رهبر فرزانه و جمعی از فرماندهان شجاع به شهادت رسیدند؛ چهره‌هایی که برای سال‌ها بخشی از حافظه امنیتی و مدیریتی کشور بودند. در کنار آنان، کودکان معصوم مدرسه شجره طیبه میناب نیز قربانی خشونت جنگ شدند و بیش از سه هزار تن از هموطنان‌مان جان خود را از دست دادند؛ انسان‌هایی که هر کدام داستانی، خانواده‌ای و آینده‌ای ناتمام و البته عاقبتی به خیر داشتند. 

در چنین لحظاتی، جامعه با یک پرسش بزرگ روبه‌و می‌شود: وقتی جنگ می‌آید، چه چیزی باقی می‌ماند؟ آنچه در حافظه جمعی می‌ماند، فقط ویرانی‌ها نیست؛ بلکه شیوه ایستادن یک ملت در برابر آن است؛ اینکه در میان خسارت‌ها، چگونه خود را از نو تعریف می‌کند.  در همین روزها، مردم در سراسر کشور به میدان آمدند؛ برای آنکه نشان بدهند جامعه، در لحظه‌های سخت، رزمندگان خود را تنها نمی‌گذارد. حضور آنان در خیابان‌ها، میدان‌ها و آیین‌های بدرقه و سوگ، فقط واکنشی عاطفی نبود؛ بلکه تصویری روشن از پیوندی اجتماعی بود که در بزنگاه‌ها خود را آشکار می‌کند.  ساختارهای کشور نیز آزمونی سنگین را پشت سر گذاشتند.

با وجود ضربه‌های سخت، روند اداره کشور متوقف نشد، جریان‌های حیاتی زندگی اجتماعی ادامه یافت، نظم عمومی حفظ شد و مراکز تصمیم‌گیری هیچگاه خلأ اقتدار را تجربه نکردند. در کنار این همبستگی اجتماعی، اقتدار ملی نیز معنایی دوباره یافت؛ اقتداری که فقط در میدان‌های نظامی خودش را نشان نمی‌دهد، بلکه در تداوم حیات، حفظ راهبردها و ایستادگی ساختاری قابل سنجش است. 

در چنین بزنگاه‌هایی، جامعه بیش از هر چیز به نمادهای تداوم نیاز دارد؛ چهره‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه اهمیت دارد استمرار مسیر است. جامعه، نشانه‌های تداوم را به‌ خوبی تشخیص می‌دهد و همین نشانه‌ها به تکیه‌گاهی برای تاب‌آوری روان جمعی تبدیل می‌شوند.  اما مهم‌تر از همه اینها، چیزی است که در لایه عمیق‌تری از تجربه این روزها شکل گرفت: بازسازی پیوندهای اجتماعی. در میان صدای موشک‌باران و اضطراب روزهای جنگ، مردم بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شدند؛ همدلی‌ها پررنگ‌تر شد و حس مشترک سرنوشت دوباره خود را نشان داد. 

شاید مهم‌ترین دستاورد این روزها همین باشد. ما چیزی را بردیم که با هیچ هجومی فرو نمی‌ریزد: تصویر مردمی که در اوجِ سوگ، تجزیه نشدند و در عمق اضطراب، یکدیگر را رها نکردند. این تصویر، بنیادی‌ترین پشتوانه اقتدار ملی ماست. این تصویر را هیچ قدرتی نمی‌تواند نادیده بگیرد؛ و آینده را بر شانه همین تاب‌آوری و اقتدار است که می‌سازیم.

31216

منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دکمه بازگشت به بالا